تبليغاتX
ماهی شناور شب
هزاربارببارم تو راکه پاییزی/ برای خواهش قلبم افاده میریزی
خط می کشم آمدنت را

شانه هایم خسته اند

گریه شب بوها

شبنم آه می کشد

باد می وزد

ومن هنوز در قفس

پرواز را

دست وپا می زنم

 

خط می کشم خاک را

و در انتظار آفتاب

ستاره هارا

یکی یکی آب می دهم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 18:38  توسط سمیرا پیرزاده | 

سلام !....عيد بر شما مبارك....

 

پاييز يادم افتاد نارنجي به روز كردم.

 

كامنتهاي شما عزيزان رو مطالعه كردم

 

...ازهمه ي شما ممنونم...

 

 

 

برگها را مي شمارم

 

يكي يكي كم مي شوند

 

جاي خاليت را

 

چتر مي گذارم

 

پارك

 

درچشمانم

 

فيكس مي شود

 

حضورم مي خشكد

 

ومن تمام مي شوم

 

شروع ترا

 

 

 

 

    ‌‌‌  ****

 

 

 

مي خواهم چتري باشم

 

آمدنت را

 

آسمان نگاهت نكند

 

 

 

در انتظار نظرهاتان نشسته ام

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 10:47  توسط سمیرا پیرزاده |