تبليغاتX
ماهی شناور شب
هزاربارببارم تو راکه پاییزی/ برای خواهش قلبم افاده میریزی
(یک)

شب است

ماه

خوابش نمی برد

بیدارم کن

خورشید

کفشهایش راپوشیده است

 

 

 

(دو )

ابرهارادارم

رنگین کمان می بافم

اندازه اشکهایت رابگو

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 16:14  توسط سمیرا پیرزاده | 
شاید برای ابرها

حرفی داشته باشی

پرنده من!

پروازت را آغازکن

 

....

 

برگهارا می شمارم

یکی یکی کم می شوند

جای خالیت را

چتر می گذارم

پارک

درچشمانم فیکس می شود

حضورم می خشکد

و من تمام می شوم

شروع ترا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 14:19  توسط سمیرا پیرزاده |